۱۳۹۲/۰۵/۱۸

هر کسی از ظن خود شد یار دلار


همان طور که به چشم می آید این روزها یکی از اتفاقات مهم و تأثیر گذار بر اقتصاد کشور تغییر قیمت دلار در برابر ریال و همچنین ارزش پول ملی است. ولی چرا واقعیت این گونه که هست، هست؟؟؟



تغییرات قیمت دلار را می توان در یک فرآیند تجمعی تفسیر کرد. البته که باید توجه داشت متغیرهایی همچون تغییرات قیمت جهانی طلا یا متغیرهای خارجی همچون انفجارات، اعتصابات و مسائل دیگر بین المللی به ویژه در کشورهای تآثیرگذار بر اقتصاد جهان می توانند شرایط را تغییر دهند. اما مهمترین علت شروع نوسانات قیمت ارز را باید در جای دیگری جست و جو کرد. می توان فرض کرد در دوران ثبات قیمت ارز از نظر آماری هر روزه مقدار متوسط مشخصی (ثابت) داد و ستد ارز در بازار وجود دارد. این شرایط همچون حالتی است که چند نفر در کنار یکدیگر در یک خیابان پیاده‌روی می کنند و هر یک نیز دوست دارد که در کنار دیگران باشد و البته مهمتر از آن از بقیه عقب نیفتد. حال یکی از افراد شروع به دویدن می کند و بقیه ی افراد بعد از نگاه کردن به یکدیگر به دنبال او شروع به دویدن می کنند. نکته ی جالب این است که خیلی از افراد حتی نمی دانند چرا می دوند. ولی بسته به عقلانیتشان که در اینجا ترجیه عقب نیفتادن از بقیه است به تندتر دویدن ادامه می دهند. اما اینجا سؤال مهم این است که چرا فرد اول شروع به دویدن کرد؟ شاید بتوان گفت اصلی‌ترین دلیل شروع به صعود قیمت ارز از راه رسیدن تحریمهای سنگین بوده است. قبل از این مسأله جامعه در یک ساخت بازتولید شونده قرار داشت. اما به محض شروع به خرید مازاد ارز از ترس افزایش قیمت آن جامعه وارد یک ساخت تجمعی می شود. افراد از ترس گرانتر شدن دلار و عده ای نیز به قصد سود بردن از بالاتر رفتن قیمت دلار شروع به خرید دلار می کنند. قیمت هر روز بالا می رود تا جایی که پیش بینی افراد حاصل می شود به این معنا که افراد شرکت کننده در این فرآیند یک سقف برای این رشد قیمت پیش بینی می کنند و قیمت نیز تا آنجا بالا می رود که متوسط پیش بینی افراد محقق شود چرا که هنگامی که قیمت به این سقف می رسد دیگر صرفه ای در خرید ارز در گرانترین حالت وجود ندارد. باید توجه داشت که این فرآیند تغییر نسبتن زیاد قیمت دلار را بررسی می کند. (تغییر از 1000 تا 3000 تومان) در عین حال در عمل مشاهده شد که تغییر قیمت متغیری همچون طلا در بازارهای جهانی تأثیری بسیار ناچیز بر قیمت ارز گذاشت و در چنین بازه ی تغییری می توان از چنین متغیری صرف نظر کرد.
ورود قیمت ارز به سیر نزولی در روزهای اخیر نیز دقیقن از ساختاری مشابه یعنی یک فرآیند تجمعی پیروی می کند. اما باز هم نکته ی مهم در این فرآیند پیش داوری خلاق افراد جامعه است. روز یکشنبه 2 تیر روزنامه ی شرق تیتر جالبی تحت عنوان: (امید قدرت ریال را افزایش داد) روی صفحه ی اول خود آورده است. این عنوان را می توان پیش داوری خلاق افراد جامعه دانست. برخی از افراد جامعه با انتظار بهبود شرایط اقتصادی در آینده ی نزدیک به این فکر می افتند که ارز خود را در گرانترین حالت ممکن بفروشند. شروع به فروش حجم زیادی از ارز در بازار قیمت را می شکند و جمعیت شروع به دویدن می کنند. اما این بار به سمت پایین خیابان. دیگر افراد نیز با توجه به گزاره ی عقلانی "هرچه زودتر ارز را بفروشی ضرر کمتری می کنی" شروع به فروش ارز می کنند. این بار نیز خیلی از افرادی به ناچار در حال دویدن هستند و این واقعیت را می دانند که بهبود شرایط اقتصادی یک معجزه نیست و در آینده ی نزدیک به احتمال زیاد محقق نمی شود. اما این افراد چاره ای جز دویدن به همراه دیگران ندارند چرا که ممکن است خیلی از بقیه عقب بمانند و البته در این شرایط جلوه ای از محافظه کاری این افراد نیز مشاهده می شود. در واقع اگر افراد این ساخت چه در هنگام بالا رفتن قیمت و چه در زمان پایین آمدن قیمت آن بدانند یا جرأت ریسک کردن را به خود بدهند (بتوانند) و وارد بازی ساخت نشود احتمال سود بیشتری دارند. اما از ویژگی های ساخت تجمعی همچون این مورد این است که به دلیل نبود یک میانجی هر یک از افراد برای سود بیشتر خود تلاش می کند و در عمل همه در حال ضرر کردن هستند.



در کنار تحلیل بالا تئوریسینهای توهم توطئه نیز همان طور که انتظارش را داشتم بیکار نمانده اند و تحلیلی جالب همچون دیگر تحلیلهای جالبشان ارائه کرده اند که در ادامه توجهتان را به آن جلب می کنم.
سقوط آزاد قیمت ارز و طلا و دستان رو شده «جمشید بسم‌الله»های سیاسی/ نگرانی از فریب مردم برای سوء استفاده در ماههای آینده
رجانیوز گروه سیاسی: اگر کسی تاکنون شک داشت که حوادث یکی دو سال اخیر در بازار ارز و طلا به جز سوء مدیریت دولت به عامل دیگری مانند دستهای پشت پرده هم ارتباط دارد سقوط حدود 700 تومانی دلار و کاهش چشمگیر قیمت سکه ی بهار آزادی در مدت یک هفته پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این مسأله را ثابت کرد. موضوعی که در زمان ثبت نام اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات هم به وقوع پیوست.
به گزارش رجانیوز حسن روحانی حدود یک هفته است که به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی شده و در این مدت تنها با افراد سیاسی و مسئولان دیدار کرده و هیچ اقدامی از سوی وی در زمینه ی اقتصادی صورت نگرفته است تا بتوانیم تحولات عجیب این روزهای بازار ارز و طلا را به حساب مدیریت او و تیم اقتصادی‌اش بگذاریم. این در حالی است که تحریمها نیز پا برجا مانده و خبر از افزایش برخی اقلام جدیدی تحریمی نیز به گوش می رسد. هر چند رسانه های جریان نزدیک به رئیس جمهور منتخب تلاش کردند ماجرا را از وجه دیگرش قرائت کرده و این مسأله را به وی ربط دهند. اما کارشناسان اقتصادی نظر دیگری دارند.
اگر حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در ساختمان وزارت کشور توانست صرافی ها و طلافروشی ها را تکانی بدهد و زمینه را برای شفاف شدن فضا در زمینه اقتصادی فراهم کرد و نشان داد چه جریانی مدیریت بر هم زدن بازار و فضای اقتصادی کشور را به صورت هماهنگ برعهده دارد و اختلالات ارزی و طلا و سایر محصولات را هدایت می‌کند سقوط آزاد قیمت ارز و سکه در این روزهای بازار را هم نباید بی ارتباط با همان دستهای سیاسی فعال در بازار کشور دانست.
حسن روحانی و کابینه ی وی تا حدود یک ماه دیگر مستقر می‌شوند و باید ضمن تلاش برای محقق کردن وعده های فراوان خود در زمینه ی اقتصادی و معیشتی به مردم مشکلات عدیده‌ای که اقتصاد وابسته به نفت کشور با آن روبرو هست را نیز پشت سر بگذارند و راهی برای عبور از آنان بیابند. به همین دلیل و با توجه به سختی تحقق این مسآله و تفاوت آن با بیانات شعاری در برنامه های تبلیغاتی به نظر می‌رسد جریان سیاسی که در دو سال اخیر تلاش می‌کرد تا با برهم زدن بازار سوء مدیریت مسئولان دولتی را تکمیل کند و زمینه را برای روی‌گردانی مردم از دولت دهم و اصولگرایان فراهم کند اکنون به دنبال ایجاد آرامش در بازار و زمینه‌سازی به منظور بهبود شرایط اقتصادی است.
رجانیوز حدود یک ماه پیش در مطلبی ضمن اشاره به این مسأله ماجرای بالا و پایین شدن دلار و سکه را یک نمایش از سوی برخی نهادها و طیفهای سیاسی عنوان کرد که در سالهای اخیر به دلیل منافع خود آرامش آن را به هم ریخته بودند.
در آن مطلب که با عنوان وقتي حاج‌آقا آمد دلار ارزان شد يا دلار ارزان شد تا حاج‌آقا بيايد؟ منتشر شد آمده بود: «وضعیت یکی دو روز اخیر در بازار نشان داد که بسیاری از تلاطمهای سالهای اخیر در اقتصاد کشور که منجر به کاهش ارزش پول ملی، بالا رفتن قیمت طلا با وجود پایین آمدن قیمت جهانی و ... شد نه نشانه ی نابه‌سامانی وضعیت اقتصادی کشور بلکه نتیجه ی دخالت برخی کانونهای قدرت و ثروت در این زمینه است. به نظر می‌رسد کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تبعات زیادی دارد که یکی از آنها مشخص شدن عوامل پشت پرده ی بالا و پایین کردن غیرمنطقی بازار و فضای اقتصادی کشور است تا مشخص شود پشت نامهایی مانند "جمشید بسم‌الله" چه ارکانها و استوانه هایی حضور دارند که زندگی مردم را تحت ‌الشعاع قرار می‌دهند تا در این دریای گل آلود سیاست و اقتصاد ماهی خود را بگیرند.
به نظر می‌رسد هنوز هم جمشید بسم‌الله ها در بازار مشغول به فعالیت هستند اما این بار با تلاش برای کاهش صوری قیمت سکه و ارز که هیچ مبنای اقتصادی خاصی ندارد سرمایه ی مردم با قیمتی ارزان خریداری می شود تا در ماههای آینده و به وجود آمدن برخی بهانه ها مجددن این جمشید بسم الله ها باشند که با تغییر قیمت جیبهای خود را پرپول کنند.
به نقل از مطلبی که آقای نادر عجایبی برایم ارسال کرده اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر