۱۳۹۲/۰۵/۲۱

داستان خرها

لطفن این داستان را خرها نخوانند
داستانی است درباره ی بحران دانشجوی پولی
دو سال پیش وزارت علوم خرها تصویب کرد چراگاههای علمی (دانشگاهها) از این پس برای تأمین یونجه و علوفه ی خود می توانند بدون کنکور کره خر پولی بپذیرند. کره خرها در اعتراض به این مصوبه ی خرکی شروع به عرعر کردند. تعدادی کره خر سیاسی هم با بالا بردن پالانهایشان و حمایت خرکارهای سیاسی که آن زمان مسئولیتهای مهمی بر عهده داشتند شروع به انداختن جفتک کردند. با ورود چند تا خر انصاری که چهار نعل وارد یکی از طویله ها شده بودند ماجرا خر تو خر شد و مثل همیشه قضیه به خوبی و خوشی خرمالی شد. چراگاههای علمی تبدیل به چراگاههای پولی شدند. خرپولهایی که مثل خر پول داشتند کنار بقیه ی کره خرها که با کلی خرخوانی توی چراگاهها قبول شده بودند می آمدند و می رفتند و در آخر هم بدون ذره ای خرحمالی مدرک می گرفتند. گذشت و بعد از مدتی عرعرها شروع شد. کره خرها شیهه می کشیدند که پدرخرها ما را گوش دراز گیر آورده اند. خرمان کرده اند و باید یک فکر اساسی بکنیم. اعتراضها دوباره شروع شده بود. هر از گاهی خرنامه ای (بیانیه) درمی آمد و چند تا تهدید خرکی می کرد. اما هیچ گوش درازی شنوا نبود. این وسط افسار کره خرهای چراگاههای صنعتی از دست قاطرها (مسئولین) خارج شد. کره خرها پایشان را کردند توی یک نعل که ما دیگر توی طویله نمی رویم تا تکلیفمان را روشن کنید. بعد از چند روز که دیدند کسی به عرعرشان محل خر هم نمی گذارد آنها که دست بردار نبودند دوباره چند ماهی با قاطرها مذاکره کردند و وقتی دیدند که حضرات آنها را خر گیر آورده اند و به هم دایورت می کنند خرنامه ای صادر کردند و گفتند اگر به خواسته هایشان عمل نشود می آییم جلوی مجلس شورای یابوها (مجلس). برخی از کره خرهای مقیم مرکز هم خرغیرتی شدند که ما تا حالا توی خواب خری بودیم و حالا وقتش است که اثبات کنیم ما هم خریم. البته کره خر هایی که کمی عاقل بودند گفتند ما در خصوص مفاهیم تئوریک عدالت هنوز مشکل داریم و باید به جای این حرکات خرخوانی کنیم. به هر حال کره خرهای مرکز چند تا خرباس کرایه کردند و رفتند جلوی مشی (مجلس شورای ی‌ابوها). کم کم جلوی مشی شلوغ شد و چند صد نفری جمع شدند. چند تا یابو (نماینده) و تعدادی خر اطلاعاتی شروع کردند به نصیحت کره خرها که خریت نکنید. پاشید بروید توی طویله تان. فرمانده ی خربازها (سرباز) جلوی مشی هم تهدید کرد که اگر خربازی در بیاورید جمعتان می کنیم. کره خرها که خرتر از این حرفها بودند خورجینهایشان را در آوردند و انداختند زیرشان و همان جا نشستند. شورایی از خرترین خرهای چراگاههای مختلف هم برای صدور خرنامه، مذاکره با یابوها، کنترل افسار کره خرها و ... تشکیل شد. برخی از یابوها اعتقاد داشتند مجلس ششمی ها کره خرها را برای بد نام کردن مشی فرستاده اند. بعضی هم از سناریویی برای محبوبیت مشی و خر کردن ملت صحبت می کردند. ولی هر دو گروه متفق القول روی کله خر بودن کره خرها تأکید داشتند. با رایزنی کره خرها بعد از چند شبانه روز برخی یابوها تصمیم به ارایه ی طرحی برای لغو پذیرش کره خرهای پولی با قید فوریت گرفتند. اما یکی از یابوها با خرکی خواندن این طرح، طرحی اصلاحی ارایه کرد که حاصل خرکاری چندین خرشناس (کارشناس) در طول هفته ها بود. یابوها برای این طرح امضا جمع کردند. ولی موقع رأی گیری آن آقای یابو جا زد و فوریت طرح با 40 امضای موافق لغو شد تا شش ماه دیگر رسیدگی به طرح اصلاحی شروع شود. کره خرها که امتحاناتشان شروع شده بود خرنامه ای صادر کردند که ما خرتر از این حرفها هستیم که بی خیال شویم و با کره خرهای دیگر در سال جدید کار را از پی می گیریم. آنها در خرنامه ی خود به اقدامات مشی هم اشاره کردند. برخی کره خرها تصمیم گرفتند برای نشریه ی خود (با نام خرش) مصاحبه ای با یکی از یابوها بکنند. اما یابو با استقبال از آنها بعد از آن که آنها را سه ماه مثل خر دواند پانزده دقیقه وقت داد. کره خرها وقتی سؤالات را مطرح کردند یابو با ناراحتی گفت: شنیدم شما عرعر کرده اید که من عدالتخواه نیستم. من توی عالم سیاست کلی خرکاری کرده ام. می ترسم شما با این تفکرات خرکی که باعث شده چهار نعل تند بروید چپ کنید و پالانهایتان بیفتد. وقتی هم که کره خرها وارد بحث شدند که جواب دهند و جواب بگیرند رئیس گفت این قدر عرعر نکنید. من وقت ندارم به حرفهای مزخرف شما که مثل خرمگس آدم را مگسی می کند گوش دهم. بروید و سرتان به آخور خودتان گرم باشد.
به نقل از ویژه نامه ی قسط با اندکی دخل و تصرف

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر