۱۳۹۴/۰۱/۳۰

از آنچه بوده ام...

زندگی من خاص من است و خاص خود خود خودم. و مهمترین بارزه اش ساده است. به همین سادگی!!!


اول سال آمد سر کلاس. شاد و سرخوش. هیچ وقت این گونه پر انرژی ندیده بودمش. گفت: "امسالم مث سالای پیش تغییر و تحول تو زندگیم داشتم. تو اتاقم، تو خونه ام، و تو هر چی که فکرش رو بکنید." راست می گفت. حتا لباسش هم نو بود. فقط مدل ریشهایش مثل قبل بود. گفت: "بچه ها، شمام مث من تو زندگیتون تغییر و تحول ایجاد کنید. هر از گاهی چیزی رو عوض کنید. حتا چیدمانشو. اون وقت می بینید که همه چی چه قدر تغییر کرده، نو شده و... انگار زندگیتون نو میشه." تا به اینجای کار با او موافق بودم و حرفهایش خیلی به دلم نشست. اما بعد از این حرفها شروع کرد به زدن حرفهای کلیشه ای و تکراری که صد بار از آدمهای مختلف شنیده بودم. گفت: "در زندگیتون هدف برای خودتون تعریف کنید و به سمت اون هدف برید، برنامه ریزی کنید و..." از ضرورت هدف و برنامه ریزی و ... گفت و این که زندگی بی برنامه زندگی نیست. ناگاه رو به من کرد و گفت: "شما برای 5 سال آینده هدف و برنامه داری؟" گفتم: "آره، ولی اون چنان بهش پایبند نیستم." گفت: "نه دیگه، اشتباه می کنی. باید به سمت هدفت بری تا وقتی به اون رسیدی لذتشو ببری که عجب زندگی ای داشته ای. زندگی بی هدف زندگی نیست." و یک ربع دیگر درباره ی زندگی هدفدار و این چیزها صحبت کرد. نمی خواستم باهاش جر و بحث کنم. اما با این که 30 سال از من بزرگتر بود و شاید هم سن پدرم، اما دیدم که در این مورد خاص حداقل 5 سال از من کوچکتر است. من این هدفها و برنامه ها و... را 5 سال پیش از سر گذرانده بودم و حالا روش چدید زندگی ام را کشف کرده ام که به نظرم خودش، فلسفه اش, اهدافش و... خیلی بهتر و خیلی منطقی تر از اهداف زندگی او و امثال اوست. بسیار جدیدتر و بسیار بهتر. اما سخت است. آری، سخت است زندگی کردن مثل من، وقتی تمام دور و برتان پر شده از آدمهایی که هدف دارند و برنامه ای برای آینده ی زندگی و یا اگر هم ندارند به خاطر این مسأله پشیمانند و اگر پای صحبتشان بنشینی یا از تصمیمشان برای تغییر می گویند و یا از احساس اندوهشان از زندگی بیهوده ی خود. گویی گناهی بزرگ مرتکب شده اند و یا... . سخت است با آنها زندگی کنی. سخت است خودت را متقاعد سازی که روش درست همین است و این همه آدم اشتباه می کنند و آنهایند که زندگی شان هدر رفته. سخت است وقتی خیلی به سمتی می روند و تو باید خلافشان حرکت کنی و تنه هایشان را تحمل کنی. و همین سخت است، تحمل سرزنشها برچسبها و این که نکند تو اشتباه می کنی در بین این همه آدم و... . سخت است ولی نتیجه اش شیرین است. اصلن خودش شیرین است. زندگی کردن شیرین است و تک تک لحظه هایش لحظه ی ناب.
زندگی من خاص من است و خاص خود خود خودم. و مهمترین بارزه اش ساده است. به همین سادگی!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر