در ابتدا افتخارات بي سابقهي کاروان
ورزشي ايران در بازيهاي آسيايي را به همهي هم وطنان و ورزشکاران افتخارآفرين تبريک
مي گويم.
در ادامهي مطلب به اين بهانه مقالهاي
نوشتم که شايد حرف دل خيلي از افراد باشد.
بازيهاي آسيايي اينچئون نيز به پايان رسيد و خاطرهاي شد بس ماندگار و دلنشين
در ذهن ايرانيان. ورزشکاران ايراني اين بار با انگيزهاي بيشتر در مسابقات شرکت
کردند و افتخارات زيادي آفريدند و در نهايت مقام پنجم آسيا نصيب کاروان ورزشي ايران
شد. همه اينها علاوه بر رتبهي بي سابقهي هفتمي ايران در مسابقات المپيک اخير
است. در رشتههاي وزنه برداري و کشتي هم اگر نگوييم پر افتخارترين کشور بوديم قطعن
يکي از پر افتخارترين ها به حساب مي آييم. اما آنچه بعد از مسابقهها و پايان يافتن
اين بازيها مورد توجه مردم قرار ميگيرد وعدههاي مسئولان و عملي شدن آنهاست که
قطعن مردم و ورزشکاران اين انتظار را دارند که جايزههاي قهرمانان بدون هيچ تأخير
و کم و کاستي تقديم شود و از کاروان ورزشي تقدير به عمل آيد. اما بسيار ديده شده
که وقتي مسئولان به غير فوتبال مي رسند ناگهان کفگير ته ديگ مي خورد و کمبود بودجه
رخ ميدهد و از اين به بعد است که به بهانههاي مختلف پاداشها عقب ميافتد و دست
اندر کاران به اين در و آن در مي زنند که پول قهرمانان جهان را جور کنند.
پس از دريافت دستمزدهاي ميلياردي بازيکنان فوتبال و از طرفي ديگر وعدههاي
مسئولان و افتخار آفريني ورزشکاران غير فوتبالي و بعد اين گونه برخوردها و به تعويق
انداختنها انسان ناخودآگاه به اين فکر مي کند که مگر خون فوتباليستها رنگينتر است
که اين همه تبعيض بين آنها و ديگر ورزشکاران قهرمان وجود دارد؟ مگر فوتباليستها چه
کار مهمي مي کنند و اصلن مگر چه قدر افتخار آفريني براي کشورمان دارند که پاداش
زحماتشان ميلياردي است اما جايزهي قهرمانان جهان در ديگر رشتهها به زور به 300 ميليون
مي رسد؟ و هزاران چرا و مگرهاي ديگر که پاسخ آنها بي جواب مانده است.
فوتباليستها با اين همه هياهو و حاشيه نهايت افتخارشان قهرماني در ليگ برتر
کشور است و بعد در جام باشگاههاي آسيا مفتضحانه به کشورهاي عربي مي بازند و تيم ملي
هم که کلن بزرگترين افتخارش قهرماني آسيا است که آن هم چند دوره است که به دست نيامده.
در رقابتهاي جام جهاني هم تا به حال يک بار هم از مرحلهي گروهي بالا نيامدهاند و
کلن افتخارشان اين است که به جام جهاني صعود کنند و بعد ذليلانه مسابقات را ترک
کنند. بعد اين طرف رشته هايي که کمتر به آنها توجه مي شود ورزشکارانشان قهرمان جهان
مي شوند و چندتا چندتا مدال مي آورند. ميگويند کلن ما در ورزشهاي گروهي ضعيف هستيم
اما حتي تيم ملي هندبال ايران افتخاراتش بيشتر از فوتبال است چه برسد به بسکتبال و
واليبال و فوتسال که در سالهاي اخير پيروزيهاي آنان را ديده ايم.
بعضن گفته مي شود اگر اين پولها را به بازيکنان ندهيم مي روند و در کشورهاي
عربي بازي مي کنند. خب بروند، بهتر، مگر چه خيري به کشورمان رساندهاند جز هدر
دادن سرمايه هاي مردم که به جيب مي زنند و هيچ و فقط تنها هنرشان دعوا و فحش و
کارهاي آن چناني وسط زمين است و ايراد گرفتن از داور و مربي و تماشاگر. آن قدر
رسانهها به آنها توجه کرده اند که گويي چه خبر است و انگار بدون آنها کشور فلج مي
شود. چرا اين قدر که هواي بازيکنان مفت خور را دارند هواي نخبگان علمي کشور را
ندارند که به هزار زحمت در کشور درس مي خوانند و آرزويشان اين است که بروند و بلکه
ديگران قدرشان را بدانند.
براي حل مشکلات فوتبال مربي خارجي ميآورند و دوباره ميليون ميليون دلار از
پول مردم پرداخت مي کنند و باز هم نتيجه نمي گيريم. اساسن عادت ماست که روي چيزهايي
که هيچ مزيتي در آنها نداريم سرمايه گذاري بيشتري مي کنيم در حالي که ظرفيتهاي فراوان
ديگري را از ياد برده ايم. نمونهاش صنعت خودروسازي است که با حمايتهاي دولت است
که هنوز پابرجاست و اگر روزي واردات خودرو آزاد شود آن وقت معلوم مي شود که چه کسي
حاضر است به جاي خريد خودروي باکيفيت خارجي خودروي بي کيفيت و گران ايراني بخرد.
آن طور که نشان داده شده مردم مشکلي با پرداخت پاداش به قهرمانان کشور ندارند
اما به شرطي که آنان واقعن قهرمان باشند و نه صرفن اسم قهرمان را يدک بکشند. آيا اين
بودجه اي که براي فوتبال در نظر گرفته مي شود و اين قراردادهاي ميلياردي که با بازيکنان
داخلي و خارجي بسته مي شود يک صدم آن حق قهرمانان جهان در ديگر رشته ها نيست؟
اين تيعيضهايي که به ورزشکاران روا داشته مي شود جز به ضرر ورزش نخواهد بود.
تجربه ثابت کرده که حتا اگر قراردادهاي بازيکنان فوتبال پر بارتر از اين هم باشد
آنها همانياند که هستند. سرمايه گذاري ما روي رشته هايي که در آنها ظرفيت قهرماني
بيشتر است هم به نفع ورزش است و هم به نفع مردم. چه کسي گفته که مردم فقط با پيروزي
فوتبال شاد مي شوند؟ در همين دوره ي مسابقات المپيک و آسيايي چه قدر مردم شاد
شدند؟ چه کسي گفته که فقط با فوتبال است که مي توان در دنياي ورزش حرفي براي گفتن
داشت؟ مگر آمريکا و چين که رتبههاي نخست کسب مدال المپيک را دارند فوتبالشان حرفي
براي گفتن دارد؟ آنچه اهميت دارد قهرماني است چه در فوتبال، چه در کشتي، چه در تيراندازي
و يا کاياک دو نفره.
اما در پايان آنچه مهم است اين است که جلوي ضرر را هر وقت بگيريم منفعت است و
ماهي را هر وقت از آب بگيريم تازه است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر