حاکمیت که بعد از
تجربه ی تلخ انتخابات 88 صلاح کشور را در برگزاری انتخاباتی آرام، غیر رقابتی و
بعضن رفاقتی و بدن هیچ تشنجی می دانست سناریوی جدیدی را در انتخابات مجلس نهم در
پیش گرفت که در پی اجرای همین سناریو در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نیز بود با
این تفاوت که در این انتخابات امکان پیاده سازی سناریوی قبلی وجود نداشت و نمی شد
همان تجربه را در این انتخابات نیز تکرار کرد.
بعد از انتخابات 88 و
با بروز ناآرامیهای سیاسی گسترده بود که فضای کشور به سمت تک قطبی شدن پیش رفت.
حاکمیت در پی خاموش کردن اعتراضات هر گونه صدای مخالف را با بهانههای مختلف خاموش
کرد و تریبونهای رسمی و غیررسمی از جریان اصلاح طلب که سردمدار اعتراضها بود
گرفته شد. این فضای تک صدایی و یکدست تا چند هفته به انتخابات ریاست جمهوری اخیر
نیز ادامه پیدا کرد. در این میان اما گویا ساز دولت خدمتگزار کمی ناهماهنگ می
نواخت که آن هم یا تحمل شد و یا در گلو خفه شد.
حاکمیت که بعد از
تجربه ی تلخ انتخابات 88 صلاح کشور را در برگزاری انتخاباتی آرام، غیر رقابتی و
بعضن رفاقتی و بدن هیچ تشنجی می دانست سناریوی جدیدی را در انتخابات مجلس نهم در
پیش گرفت. در این سناریو که جریانهای اصولگرا حضور فعالی داشتند علارقم حضور
حداقلی اصلاح طلبان عملن در یک رقابت کاملن نابرابر امکان پیروزی از آنان گرفته
شده و با این ترفند هم می خواستند تنور انتخابات را گرم کنند و هم انتخابات بدون
هیچ زحمتی برگزار شود. در چنین فضایی که اصولگرایان خود را یکهتاز میدان می دیدند
دست به رقابتی خودخواسته و خودساخته زدند که هر کودکی متوجه این جنگ به اصطلاح
زرگری آنان می شد. نتیجه ی این انتخابات هم به گونه ای بود که قبل و بعد از آن هیچ
تغییر محسوسی حاصل نشده و فقط جای افراد خودی با هم عوض شده بود ضمن این که مجلس
یکدست تر نیز شده بود.
فضای رخوت و رکود در
عرصه ی سیاست به ویژه بعد از انتخابات مجلس گسترش یافت و حتا تا اردیبهشت 92 نیز
ادامه داشت. در چنین فضای بی سابقه ای مردم دیگر علاقه ای به شرکت در تصمیمگیریها
و در کل سهیم بودن در آینده ی کشور نشان نداده نوعی یأس و ناامیدی در چهره ی مردم
مشاهده می شد.
اما حاکمیت در پی اجرای
همین سناریو در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نیز بود تا با ایجاد فضایی یکدست و
دوستانه دست غیر خودی را کوتاه کرده و کمتر به زحمت بیفتد. نشانه ی آن نیز رد
صلاحیت افرادشناخته شده ای از جریان اصلاح طلب و حامی دولت بود که در بین مردم
پایگاه اجتماعی داشته و قدرت به چالش کشیدن اصولگرایان را داشتند بود. اما مانند
انتخابات مجلس اخیر برای این که تنور انتخابات کمی گرمتر شود اجازه ی حضور افراد
شناخته نشده ای چون روحانی و عارف (که گمان می رفت این دو توانایی تجمیع آرای مردم
را ندارند.) داده شد. با این تفاوت که در این انتخابات امکان پیاده سازی همان
سناریوی قبلی وجود نداشت و نمی شد همان تجربه را در این انتخابات نیز تکرار کرد.
با پیروزی حسن روحانی
در انتخابات دوباره افرادی که سالها از سیاست دور بوده و کنار گذاشته شده بودند و
اتفاقن قشر وسیعی از افراد تأثیرگذار را تشکیل می دادند به کارهای مهم گمارده شده
و فضای کشور از فضای رکود و رخوت به در آمد و همه چیز گل و بلبل شد و بوی گل سوسن
و یاسمن پراکنده گشت.
با پیروزی روحانی بود
که نظام از سقوط به پرتگاه نابودی که خودش با پای خویش به سمت آن رفته بود رهایی
یافت.
چنان چه همان فضای
چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 92 و با پیروزی افراد تندرویی چون کسانی که
هویتشان برای ملت آشکار بود ادامه می یافت معلوم نبود چه بلاهای هولناکی بر سر این
نظام و انقلاب می آمد.
بنده بارها خصوصن در
ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری هشدار داده بودم که این فضای یکدست و تک
صدایی و به اصطلاح تک حزبی اصلن به صلاح کشور نیست. تجربه ی کشورهای منطقه و
انقلابهای اخیر در جهان عرب و یا روند تحولات در چند سال اخیر در کشور خودمان همه
حاکی از شورش مردم بر ضد نظامی بود که صدای مخالف را خفه کرده و قدرت یا در دست یک
نفر به صورت مطلق بود یا گروهی خاص روی حکومت چنبره زده بودند. چنان چه این فضا در
ایران نیز به وجود می آمد که به وجود آمده بود هر چند در کوتاه مدت باعث نوعی ثبات
و آرامش در فضای سیاسی کشور می شد ولی در بلند مدت به خاطر وجود همین فضای تکصدایی چنان ضربه ای
به کشور وارد می شد که دیگر حتا باز کذاشتن فضا و ورود اصلاح طلبان نیز چون دارویی
بود بعد از مرگ سهراب و چون بختیاری بود بعد از خروج شاه.
اما با پیروزی اعتدالگرایان
در انتخابات ریاست جمهوری دوباره رسانه های حامی اصلاحات فعال شده و دوباره چند
صدایی در کشور حاکم شد. در همین فضا است که مردم احساس می کنند می توانند با شرکت
خود در عرصه های گوناگون در سرنوشت کشور خویش سهیم باشند و با انتخابشان آینده ی بهتری
برای کشورشان رقم زنند. در این فضاست که مردم احساس می کنند حق انتخاب دارند و
مسئولان به آنها تحمیل نشده اند.
تدبیر و امیدی که در
این دولت بر کشور حاکم شد بقای نظام را حداقل تا چند سال بیمه کرد و خیال دلسوزان
کشور را آسوده ساخت. البته همه ی اینها را اضافه کنید به توافقات اخیر هسته ای و
تنشزدایی در سطح بین المللی که ایران را از انزوا خارج کرده و زمینه های تأثیرگذاری
بیشتر این کشور تأثیرگذار را فراهم ساخت و عملن نظام را از نوعی سکون در سیاست
خارجی رهانید. امید است که با تداوم این فضا و فعالیت توأمان جریانهای اصلاح طلب و
اصول گرا چه از نوع تندرو و چه از نوع معتدل آنها شاهد اصلاح تندرویها در همه ی
عرصهها باشیم چرا که در تک صدایی است که عربده گوش
خراش است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر